Wednesday , October 16 2019 / چهارشنبه , مهر ۲۴ ۱۳۹۸
آخرین خبرها
خانه / اخبار / آیا مصیبتی بالاتر از گورخرها در فارس نیست؟
جمعیت کویر سبز

آیا مصیبتی بالاتر از گورخرها در فارس نیست؟

سالها پیش امام جمعه ارومیه در گفتگو با روزنامه سرمایه گفت: « اگر دریاچه ارومیه کلاً خشک شود مگر چه اتفاقی می افتد؟! این حرف خانم ابتکار است و من هم از این حرف که با احداث سد ، دریاچه ارومیه خشک می شود خیلی ناراحت هستم. این خانم که رییس محیط زیست بود یک روز به من گفت که شما در این استان نفوذ دارید و حرف شما را گوش می کنند، اجازه ندهید که بر روی رودخانه ها سد بزنند تا دریاچه ارومیه خشک نشود و پرندگان آن از بین نروند و محیط زیست منطقه نابود نشود. من هم به این خانم گفتم که شما می خواهید چند میلیون انسان، دام و کشاورزی این استان نابود شود اما چند تا اردک و فلامینگو سالم بمانند. من حرف این خانم را گوش نکردم و به او پیشنهاد دادم که ما سد بزنیم و شما هم پرنده هایتان را به آب پشت سدها منتقل کنید تا این پرنده های دریاچه ارومیه که به عمر خود آب شیرین ندیده اند از آبی که پشت سدها جمع می شود لذت ببرند

حالا چندین سال از این سخنان می گذرد و در این مدت هیچ کس هم هشدار متخصصان و دلسوزان محیط زیست را گوش نداد که اگر فلامینگو و دریاچه نابود شود نوبت زمین های کشاورزی و سکونتگاههای انسانی و آغاز بحران های اجتماعی و اقتصادی و امنیتی فرا می رسد و درست به همین دلیل امروز نزدیک به ۷۵ درصد دریاچه ارومیه به شوره زار تبدیل شده و می رود تا رویای دولتمردان کشور که در پی کسب عنوان سومین سدساز جهان و خودکفایی در تولید گندم بودند، با نابودی قطب کشاورزی ایران در نتیجه طوفانهای نمک یک جا دفن شود.

در دهه های گذشته کم نبودند دولتمردانی که همواره بی توجه به ظرفیت بوم شناختی سرزمین، ‌بر طبل توسعه ناپایدار کوبیدند و با سخنان و عملکردشان هیزم به آتش طبیعت ریختند. از آن نماینده مجلسی که گفت «هر کس لایه ازن را سوراخ کرده خودش هم بدوزد» تا رییس دولت نهم که «منابع طبیعی را سد راه توسعه» و معاون اولش، که «سیاست های حفظ محیط زیست را توطئه غرب علیه دنیای اسلام» بر شمرد. اما حالا صاحب یکی از این سخنان طبیعت ستیزانه که اظهاراتش آه از نهاد بسیاری از مدافعان محیط زیست کشور برآورده کسی نیست جز استاندار فارس!

 

صادق عابدین، سه شنبه گذشته در جمع اعضای کمیسیون صنایع و معادن مجلس با بیان اینکه «۳۰۰ گورخر منطقه حفاظت شده بهرام گور به مصیبتی برای مردم استان فارس تبدیل شده اند»،‌ عامل بیکاری جوانان فارس را گورخرها معرفی کرد و پیشنهاد داد هر خانواده نی‌ریزی یکی از گورخرها را به خانه خود برده و از آن محافظت کند تا سازمان محیط زیست مجوز بهره برداری از معدن سنگ آهن منطقه حفاظت شده بهرام گور و پارک ملی قطرویه را صادر کند.

 

اما موضوع به همین جا ختم نشد و نماینده مردم مرودشت در مجلس شورای اسلامی نیز پیرو سخنان چند سال قبل احمدی نژاد در آخرین جلسه شورای عالی محیط زیست – البته این شورا بعدا توسط او منحل شد- که کل و بزها را همچون دام اهلی تلقی کرده و برای هر یک از آنها خواستار اختصاص یک هکتار زمین شد، او نیز در سخنانی مشابه و البته با سخاوتی بیشتر به لحاظ افزایش فضای مورد نیاز – به ازای هر گورخر سه هکتار – گفت: “دوسال پیش در منطقه دره باغ بوانات، محیط زیست یک هزار هکتار را برای پرورش گور خر فنس کشی کرده که می تواند گورخرهای موجود در منطقه معدن سنگ آهن نی ریز را به منطقه یاد شده منتقل کند.”

 

اینکه مسئولان و دولتمردان عالی رتبه ما هنوز هم بعد از گذشت دو دهه از حضور مکرر و پرتعدادشان در بزرگترین اجلاس های تاریخ جهان تحت عنوان “اجلاس زمین” در ریو و‌ ژوهانسبورگ در سالهای ۱۹۹۲، ۲۰۰۲ و ۲۰۱۲ و با گذشت ۱۸ سال از تصویب قانون الحاق ایران به کنوانسیون حفظ تنوع زیستی در مجلس شورای اسلامی،‌ هنوز هم اطلاعاتی ناچیز از تنوع زیستی و اهمیت آن ندارند (اینقدر که برای تنوع زیستی جانوری کشورمان جایگاهی همسطح  گاو و گوسفند و الاغ اهلی متصور هستند و می پندارند که گورخر و کل و بز و یوزپلنگ را هم می توان در حیاط خانه مردم، یا قفس های باغ وحش و یا در طویله ای فنس کشی شده نگهداری کرد) دردآور است. اما دردآورتر این است که حتی عالی ترین مدیران سازمان محیط زیست هم در برابر این اظهار نظرها و مصوبات طبیعت ستیزانه دولت که نمونه اخیر آن مصوبه معدن کاوی در مناطق چهارگانه محیط زیست است به راحتی سکوت می کنند و دم بر نمی اورند.

براستی اگر رییس سازمان حفاظت محیط زیست دو سال قبل، خود حرمت پارک ملی بمو را نگه می داشت و با تکیه بر ماده ۸ آیین نامه اجرایی قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست مجوز عبور خط لوله نفت سروستان و توسعه پالایشگاه شیراز در ۲۰۰ هکتار از اراضی این پارک ملی را به استاندار فارس نمی داد و قاطعانه از پارک ملی بمو دفاع می کرد، آیا امروزجناب استاندار به خود اجازه می داد که چنین بی محابا فرمان اخراج ۳۰۰ گورخر کمیاب ایرانی را از بهرام گور صادر کند؟ گورخرهایی که تعدادشان در سه دهه اخیر از ۲۵۰۰ به کمتر از ۵۰۰ فرد کاهش یافته و زیستگاهشان در تمامی دشت های ایران به جز «پارک ملی توران» و «منطقۀ حفاظت شدۀ بهرام گور» و «پارک ملی قطرویه» کلا نابود شده است. اما متاسفانه چند سالی است که تفکر علمی در سازمان محیط زیست، جای خود را به تفکرات غیرعلمی و مدیریت سلیقه ای داده اینقدر که به جای احیای اکوسیستم های آسیب دیده و اجرای هر چه سریعتر طرح مدیریت پارکها و مناطق،‌ مرتباً یا خبر از صدور مجوز چرا و اکتشاف نفت می شنویم یا ساخت مسکن و جاده در پارکهای ملی… .

 

جناب استاندار!

 

باور کنید این گورخرها نیستند که مصیبت مردم فارس شده اند! مصیبت بزرگتر، این است که استان فارس با همه غنای فرهنگی،‌ تاریخی، ‌طبیعی؛‌ صنعتی و ‌کشاورزی اش اینقدر در ایجاد اشتغال برای مردمانش ناموفق بوده که حالا ۳۰۰ گورخر را عامل بدبدختی مردم تصور می کند و ناگزیر برای تضمین شغل و رفاه و خوشبختی مردم این دیار به همین یک وجب خاک باقیمانده در زیستگاه بهرام گور هم رحم نکرده و قصد تعرض می کند. اگر با این همه زیرساخت، مردمان پارس همچنان مصیبت زده هستند ریشه اش را در سوءمدیریت مسئولان استانی ببنید نه  ۳۰۰ گورخر بهرام گور.

 

جناب استاندار!

 

کاش به یاد بیاورید فاجعه نابودی طشک و بختگان را که به  قیمت ساخت سد سیوند و ملاصدرا و توسعه اراضی کشاورزی و البته ایجاد اشتغال به نابودی کشیده شد اما در نهایت هیچ ارمغانی هم برای مردم نداشت. راستی چرا؟

 

به یاد بیاورید مصیبتی بس بزرگتر را که همانا افت شدید سفره های آب زیرزمینی و حفر هزاران حلقه چاه غیر مجاز در دشت های این استان است که عنقریب فاجعه ای رقم خواهد زد اگرچه از هم اکنون بحران آغاز شده است.

 

جناب استاندار!

 

شما که دانش آموخته مهندسی عمران هستید بیاد بیاورید بند اول سوگندنامه ای را که توسط زنده یاد دکتر مهدی قالیبافان پدرمهندسی عمران تدوین شد و قطعا شما هم باید سوگند خورده باشید به اجرای آن: “با عنایت به این وظیفه سنگین، حال آنکه که این حرفه انسان محور را برگزیده ام در مقام یک مهندس آگاهانه سوگند یاد می کنم که در هر قدم و اقدام ، زمین را که زادگاه و گورگاه انسان ها و ولی نعمت آنهاست فراموش نکرده و کاری انجام ندهم که ذره ای از امکانات آن بیهوده مصرف شود و خدشه ای به محیط زیست وارد آید …..”

 

جناب استاندار!

 

اگر در ایران بر خلاف دیگر نقاط دنیا ارزشگذاری اقتصادی بر روی منابع زنده حیات – آن هم با وجود الزام قانون برنامه چهارم توسعه – صورت نگرفته، این دیگر از ضعف مسئولان مربوطه بوده و بس! اما مناطق چهارگانه سازمان محیط زیست کارکردی بس بالاتر و ارزشمند تر از معادن و چاه‌های نفت و … دارد.  به زبان ساده تر قرار است این ۱۰ درصد خاک حفاظت شده کشورمان را برای ایرانیان ۱۰۰ سال بعد که نوادگان من و شما هستند باقی بگذاریم. این یک تعهد جهانی است. منتهی این دیگر بستگی به سخاوت دولتمردان هر کشوری دارد حالا برخی کشورها ۲۰ درصد کنار گذاشته اند و برخی دیگر ۴-۵ درصد و ایران نیز به ۱۰ درصد اکتفا کرده است. ۱۰۰ سال دیگر،‌ نه از ذخایر مس سونگون و سیاه خروس و جنگل‌های ارسباران چیزی باقیمانده و نه از یوزپلنگ و مس سرچشمه و معادن گرانیت کویر مرکزی ایران! ولی آیندگان می توانند دلخوش باشند به همین ۱۰ درصدی که ما برایشان به ارث گذاشته ایم و سنگ آهنش را مطابق با فناوری نوین قرن بیست و دوم به گونه ای استخراج کنند که آسیبی به محیط نرساند و از محل جذب توریست برای تماشای گله های گورخرش برای مملکتشان ارزآوری کنند.

 

جناب استاندار!

 

در بسیاری از مناطق تحت حفاظت، گونه های گیاهی ارزشمندی وجود دارد آنچنانکه که در بهرام گور هنوز هم می توان پایه های وحشی گیاهانی چون عدس و یونجه که در سایر اراضی، رو به انهدام گذاشته اند را مشاهده کرد. وجود چنین تنوعی از گیاهان وحشی می تواند پشتوانه خوبی باشد برای آینده کشاورزی ایران. تا شاید روزی همانند آنچه که در «پارک ملی تبت» اتفاق افتاد و با دورگ گیری پایه وحشی و اهلی سویا، سویای جدیدی به بازار عرضه شد که فیبرهای موجود در ساقه آن انقلاب شگرفی در صنعت کاغذسازی جهان (با تولید ۲۰ درصد کاغذ جهان) ایجاد کرد، پژوهشگران کشورمان هم بتوانند با دوررگ گیری پایه های وحشی برخی از این گیاهان همچون عدس و یونجه تحولاتی شگرف را در کشاورزی ایران و جهان ایجاد کنند. اما شما می خواهید همه این گنجینه ارزشمند ‍ژنتیکی اعم از گیاهی و جانوری را با یک تیر که تیر معدن کاوی است یک جا نابود کنید.

 

شما را به خدا ،‌ بگذارید سنگ اهن بهرام گور هم کنار تنوع زیستی ارزشمند این منطقه برای نسل آینده باقی بماند و به همان ۹۰ درصد باقیمانده خاک استان اکتفا کنید و این چند وجب خاک حفاظت شده را سخاوتمندانه برای نسل بعد به ودیعه گذارید که آنها نیز از منابع این سرزمین سهمی دارند.

 

مژگان جمشیدی

سبز پرس-تابناک

جمعیت کویر سبز

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

جمعیت کویر سبز
بالا